۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

نداشتن حق شادی





کاری از: علی شافعی

تقدس و پاسداشت غم از مهم ترین و کهن ترین حربه های اجتماعیِ در خدمت سیاست بوده  است، ابزاری قدیمی که روح و جان زندگی را از شهروندان یک سرزمین می رباید.
مردمی که رفته رفته روزهای شاد در تقویم شان گم می شود و روزهای قرمز باقی مانده، رنگ و بوی خون، جهاد و قتل می گیرند.
از همین روست که به قوت اختراع و ترویج احادیث مکر برای ثوابِ گریه بر قتل کس و ناکس در منبرهای فریب تکرار و تکرارتر می شود.
سیاستی که برای بقای خود با لباسِ مذهبِ سیاه بر ذهن یک ملت خیمه می زند، خوب می داند که اندیشه شاد، تنی سالم می سازد و انرژی و توانی مضاعف به همراه می آورد.
 چرا که همین اندیشه است که بهتر می پذیرد و کمتر آلوده تعصب کور می شود. قدرتی که از نوزادان، نونهالان گریان حسینی می خواهد و برای شان برنامه آماده سازی جهادگران جبهه خشم و خون دارد.

بله در چنین شرایطی شاد بودن جرم می شود، حتی جرمی که از پیش تعریف شده کتاب قانون شان نباشد، باز به بهانه لحظه ای شعف تو را مهدورالدم می سازد.

مژگان حاصلی 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر