۱۳۹۳ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

بدونِ اعدام




کاری از: علی شافعی

کاش باور داشتیم که پایه‌های این صندلی‌ِ افرشته و گستاخِ استبداد، فرو رفته در مغز‌های ماست!
و اینکه امید داریم از عمق ناپاکی و رخوت، بتوان به تعریف جدیدی از آزادی رسید!
برایمان سخت است ، باور کنیم که آزادی نیازی به تعریف من و ما ندارد، بلکه صد‌ها سال است که تعریفش را با خودش، ساده و بی‌ آلایش حمل می‌‌کند و نیازی به بند‌ها و زنجیر‌های ما برای توصیف و تفسیرش نیست.
آزادی نیاز به تفسیر ندارد، بلکه نیازمند شعور و جنبه و درک است. نیاز به یک آمادگی از درون دارد. باید راحت بود، گرسنه نبود، صراحت داشت، نترسید و برای زندگی‌ دیگران نسخه‌های سخت و پیچیده رستگاری ننوشت.
برای ما که فراموش کرده ایم می‌توان بدون حس گناه شاد بود، می توانیم ارزنی و وفور و آرامش را بو بکشیم؛ حق انسانی ماست که فصل ها را آزادانه احساس کنیم و در بهارو زمستان بدون فیلترو ارشاد جوانی کنیم.

مژگان حاصلی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر