۱۳۹۳ دی ۲۳, سه‌شنبه

رفراندوم






کاری از: علی شافعی

کاش باور داشتیم که پایه‌های این صندلی‌ِ افرشته و گستاخِ استبداد، فرو رفته در مغز‌های ماست!
و اینکه امید داریم از عمق ناپاکی و رخوت، بتوان به تعریف جدیدی از آزادی رسید!
برایمان سخت است ، باور کنیم که آزادی نیازی به تعریف من و ما ندارد، بلکه صد‌ها سال است که تعریفش را با خودش، ساده و بی‌ آلایش حمل می‌‌کند و نیازی به بند‌ها و زنجیر‌های ما برای توصیف و تفسیرش نیست.
آزادی نیاز به تفسیر ندارد، بلکه نیازمند شعور و جنبه و درک است. نیاز به یک آمادگی از درون دارد. باید راحت بود، گرسنه نبود، صراحت داشت، نترسید و برای زندگی‌ دیگران نسخه‌های سخت و پیچیده رستگاری ننوشت.
برای ما که فراموش کرده ایم می‌توان بدون حس گناه شاد بود، می توانیم ارزنی و وفور و آرامش را بو بکشیم؛ حق انسانی ماست که فصل ها را آزادانه احساس کنیم و در بهارو زمستان بدون فیلترو ارشاد جوانی کنیم.
از همین لحظه می‌‌توان شروع کرد که دیگر آنچه را که به ذات بد است، بد بشماریم و تن‌ به تبصره‌های شاید و اما و اگر ندهیم، و آنچه که درست است را بپذیریم و حق را ستایش کنیم .
بدانیم زندگی و سرنوشت یک ملت محلِ آزمون و خطای تئوری‌های سوخته اسلامی نیست.
اگر اینان بدسرشت بودند و بد سرنوشتی را برایمان ساختند، دیگر فریبِ خریدِ فرصت‌های دوباره‌شان را نخوریم و با رویا‌های بی‌ اصول تن‌ به عمیق شدن ریشه‌هایشان نبخشیم، یا لااقل پیش از هر مهر تأییدی بر شناسنامه هایمان برای بقایشان، نیم نگاهی‌ به چشمان معصوم کودکانمان بیندازیم که حتماً به همین زودی‌ها از ما خواهند پرسید چرا؟؟؟

مژگان حاصلی

۱ نظر:

  1. باید قانون اساسی به رفراندوم گذاشته شود 70 درصد جمعیت ایران بین 30تا 35 سال هستند و این قانون اساسی و رژیم استبدادی را نمی خواهند و خواهان دموکراسی هستند.

    پاسخحذف