۱۳۹۳ دی ۹, سه‌شنبه

نسخه های مشترک دیکتاتوری





از مهمترین روش های آگاهی و دفاع از حقوق افراد و به خصوص زنان جامعه، مطالعه و آشنایی با سیاست ها و قوانین سایر کشورها ست. این آگاهی علاوه بر آشنا ساختن افراد با فراز و فرودهای قوانین در جهان، مفاهیم و استاندارد های برابری انسان ها در دنیا را نیز روشن تر می نماید.
همچنین یکی از مهمترین دستاوردهای آن می تواند ساختن فرصت هایی برای پیوند و ارتباط مستقیم با دایره بزرگتری از افراد تلاشگر در این حیطه در سراسر جهان باشد.
از این دست موارد می توان به صحبت های اخیر برخی دولتمردان نیز توجه و تمرکز نمود، به طور مثال می توان به سخنان جنجال بر انگیز اخیر رجب طیب اردغان، رییس جمهور ترکیه پیرامون غیرطبیعی خواندن برابری زنان و مردان با یکدیگر اشاره کرد که این بار تئوری های استبداد را به دور ازعبا و عمامه در لباس اتو کشیده و کروات، با بدنمایی تمام به رخ کشید.

حدود ده روز پس از آن نیز احمد داوداوغلو، نخست‌وزیر ترکیه اعلام کرد که معتقد است شواهدی علمی وجود دارد که ثابت می‌کند برابری حقوق زن و مرد خطرناک است.
این سخنان از سوی دولتمردان ترک به این دلیل قابل توجه است که همواره این گونه نظرات منجر به شکل گیری ابتدایی قوانین در جامعه بوده اند ونکته قابل توجه در این مورد این است که در کشورهای دیکتاتوری با لعاب اسلام همواره مذهب توانسته توجیح گر مفاهیم و مطالب ضد منطق باشد، چرا که تنها نیازمند آن بوده تا تلاش اندکی شود تا ریشه هر قانون تحمیلی در نهایت به سرچشمه ی تعالیم بی چون و چرای الهی منتهی گردد، نقطه ای که در آن سوال های بی جواب و چرایی ها را به پاسخ های حکمتانه ی نامعلوم برای بشر مبدل می کند. جایی که هر پرسش یا مخالفتی فرد را رویاروی خدای خشم و جهاد قرار می دهد و مهر قرمز کفر، تایید اجرای مجازات الهی خواهد شد.
بارها از قوانین ضد بشری وضد زن در ایران کنونی سخن گفته شده، قوانینی که از چارچوب خانه و حریم شخصی تا فضای آموزشی، کار و حقوق انسانی را مسموم ساخته است.
قوانینی که همه توجیحات قطور فقهی و سفسطه های پیچیده ی مذهبی را پشتوانه ی بی مغزی خود نموده اند.
اما در اثر واکنش جامعه و در نهایت توجه و فشار جهانی در کشورهایی چون ترکیه و در برخی موارد در ایران توانسته دولتمردان را در اعمال و تصویب بعضی از قوانین محدود تر سازد.
به طور مثال می توان به واکنش شدید فعالان حقوق زن در کشور ترکیه  نسبت به این گونه اظهارنظرهای سیاسیون اشاره کرد، در این گونه موارد فعالان حقوق بشری بلافاصله حساسیت نشان داده و صدای خود را جهانی می کنند.
صدایی که در نهایت می تواند همراهی و درک جهانی را  نیز پشتوانه خود سازد. گرچه نباید از این موضوع غافل شد که بسیاری از آزادی هایی که هم اینک در کشورهایی همانند ترکیه وجود دارد، سال هاست که آرزوی مردم سرزمین ما شده است.
فعالان حقوق زن در ترکیه در ماه جولای گذشته توانستند تنها با صدای خنده های خود در فضای جامعه و انتشار تصاویر آن مبارزه ای را بر علیه  سخنان "بولنت آرینچ٬ معاون نخست وزیر ترکیه" که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود به ثمر برسانند.
این مقام حکومتی از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرده و همه این‌ها را نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه دانسته بود.
اما در فضای مجازی نیز بلافاصله زنان و مردان در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha را بارها استفاده کردند. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ تنها در طی چند روز بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شد.
توجه به این نکته می تواند رهنمود آن شود که داشتن حساسیت نسبت به اظهارنظرهای شخصیت های حکومتی و همچنین قوانین و لایحه های پیشنهادی از اهمییت بالایی برخوردار است.
از سوی دیگر داشتن ارتباط و تعامل با دنیای خارج نیز یکی از مهمترین روش های زنده نگهداشتن حقوق انسانی ست که همین امر هم درحال حاضر با فشار بر فیلترینگ اینترنت و پرونده سازی های اخیر برای جرایم اینترنتی در ایران نیز محدود و محدودتر می شود.
اتفاق مهمی که سکوت افراد جامعه در این زمان در مقابل این محدودیت ها نوید آینده ای سخت تر و محدودتر را برای جامعه ایران به همراه خواهد داشت.

مژگان حاصلی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر