۱۳۹۳ دی ۷, یکشنبه

تحصیل کردگانِ بیکار




تحصیل کردگانِ بیکار
کاری از: علی شافعی

نفس شهر، سنگین است؛
همه انگار با قراری از پیش؛
به سکوتی عمیق در این درد جان می کَنند؛
زخم هزاران درد بی‌درمان نمی توانست چنین زالو وار به حد انفجار
خون بیاشامد؛
مدت هاست که دیگر ساعت‌ها را خواب سنگین با کابوس فردا پیوند زده؛
و دیگر حتی نمی خواهیم به چطور شدن فکر کنیم؛
خطوط مستقیم قانون مسلم را میان دویدن‌های پی در پی گم کردم؛
دویدن به دنبال نانی که هر روز کوچکتر شد؛
دویدن از دست ظالمی که هر روز قبیح تر شد؛
و نرسیدن به حقی که هر روز بی‌معنی تر؛



مژگان حاصلی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر