۱۳۹۳ شهریور ۲۹, شنبه

دیوار جدایی




پس از جنسیتی شدن تمامی بخش های زندگی از محیط های آموزشی و اجتماعی این بار جداسازی به محیط های کاری رسیده است، غافل از آن که مرز هرزگی اندیشه ی او نمی تواند دیوار جدایی انسان از نوع انسان شود.
تحکیم برجدایی زنان و مردان در جامعه هزار لایه ایرانِ کنونی جزو همان تیشه های نهایی بر ریشه های خودی ست.
سیاست محدودیت و فشار در جمهوری اسلامی، همان سیاستی که تا کنون خریدار فرصت های طلایی و دلارهای نفتی بوده است، هر لحظه نوید انفجار و نابودی زود رس را می دهد.
اما، آن حربه ی سی و اندی ساله، آن سیاست خودی و دشمن به ظاهر ناخودی، هر چهار سال یک بار هر طور که شده مسیر خروج و تخلیه فشارهای اجتماعی و اقتصادی را به راحتی هموار نموده و باز جامعه مسخ شده را به شُکر نداشته هایش واداشته است.
از همین روست که جای شگفتی ندارد اگر عبای چهارسال آینده چین دار باشد و به رنگ نارنجی یا سبز فسفری در بیاید.
چرا که به قوت همین بنفش و نارنجی هاست که سنگینی احکام سیاه و خاکستری قابل هضم می شود تا فریب، سیاست، اتم و اصول رنگ شناسی نوین دست در دست هم جایگزین سفرهای رنگین و عرق جبین شوند.
و صلوات شمارهای چینی به نیت قربت الهی برای اعدام های گروهی تا چند هزار عدد می اندازند و از سوی دیگر واژگان زهرآلود شیرین شده با عناوین گندیده از عزت زن، عفت و احترام مقام والای مادری و این گونه باج های کلامی، خط کشی برای مرزهای جدایی  بسازند.
غافل از آنکه تمام این تعارفات در نهایت خلاصه در ابزار زاد و ولد اجباری شدن خواهد بود .
این چیزی نیست جز همان اندیشه انیستاگرام شده و پشتیبانِ رساله های قطور توضیح المسایل که سال هاست در فلسفه میان احکام الهی و رنگ حیض زنان، ریشِ حنا شده اش را به گرو گذاشته است.

مژگان حاصلی 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر