۱۳۹۳ مرداد ۲۶, یکشنبه

اطلاعيه شماره ۷ کمپين عليه زن ستيزی نيروهای اسلامی




هيا علی نام دارد و در گفتگو با الجزيره از سرگذشت خود حرف ميزند. از دستشان فرار کردم، اينجا هم از آنها وحشت دارم! هيا علی يک زن از سوريه از زن ستيزی داعشی ها می گويد!
من در شهر " رقه" در سوريه زندگی می کردم، که اين ها آمدند، داعش را می گويم. حکومت در اين شهر دستشان افتاد. به زنان گفتند از ساعت ۶ بعد از ظهر اجازه ندارند بدون محرم به خيابان بروند و من ماندم و يک عده مسلح وقيح که هرجا دست شان به زنان می رسيد به آنها تجاوز می کردند و زن را آدم حساب نمی کردند.

من پدر نداشتم و برادرم ازدواج کرده و با خانواده خودش بود. من در اين شهر تنها زندگی می کردم و يک روز عصر بعد از ساعت ۶، بايد به فروشگاه می رفتم و چيزی می خريدم. چادر سياه پوشيدم و همه جای صورتم را پوشاندم ، حتی جلوی صورتم يک پارچه نازک گذاشتم که چشم هايم هم ديده نشود چون داعشی ها از چشمان زنان وحشت دارند.
در کوچه خودمان يکباره در سر خيابان يک ماشين بسوی من آمد و جلوی من نگاه داشت يک مسلح داعشی از ماشين بيرون پريد و گفت: "در اين وقت شب بدون محرم کجا می روی؟" من گفتم محرمی در خانه ندارم. پدرم درگذشته و برادرم زندگی خودش را دارد، من انسانم و احتياج به چيزی دارم، مگر نبايد امکان خريدن دارو يا وسايل مورد نيازم را داشته باشم. در يک ثانيه ، يک سيلی چنان محکمی به گوشم زد و گفت: "اين قانون است قانون اسلامی و حالا به ما حاضر جوابی می کنی؟ که دنيا جلوی چشمم سياه شد.
از وحشت با سرعت به طرف خانه برگشتم و ديدم چشم ام زخمی شده و از صورتم خون می آيد. من در اولين فرصت از زادگاهم "رقه" فرار کردم و به ترکيه آمدم. من اين جا هم می ترسم اگر چه داعش دور دست است ولی من می ترسم .
هيا علی می گويد که سرگذشت فاطمه در شهر ما اين روزها توجه همه را بخود جلب کرد. فاطمه ۲۱ ساله بود و پدر و برادران و عمويش به داعش پيوستند. فاطمه عليه آنها بود و پدرش فاطمه را تحت فشار گذاشته بود تا با يک مسلح داعشی ازدواج کند.
مردم می گفتند مردانی که به داعش پيوسته اند سعی می کنند دختران خود را به داعشی ها تقديم کنند و از اين طريق ارتقا مقام می گيرند. مردم می گفتند داعش هديه و پول نمی خواهد دختر می خواهد و اگر اين را تقديم شان کنيد، راحتتان می گذارند.
فاطمه نمی خواست و مقاومت می کرد و در نهايت زير اين فشار راهی برايش نماند جز اينکه خود را بکشد. فاطمه اولين زنی بود که در فرار از دست هديه داده شدن به داعش در شهر کوچک ما خودکشی کرد.
اکنون هيا علی می خواهد صدای زنان شهر خود را به گوش دنيا برساند.
کمپين عليه زن ستيزي نيروهای اسلامی يک شبکه و امکان بين المللی است برای رساندن صدای اعتراض زنان از سوريه و عراق و ايران و تونس و افغانستان و بنگلادش و .. به گوش جهانيان!
به اين شبکه جهانی بپيونديد و کمک کنيد يک جبهه گسترده بين المللی عليه نيروهای زن ستيز اسلامی ايجاد کنيم.


کمپين عليه زن ستيزی نيروهای اسلامی
۱۷ آگوست ۲۰۱۴

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر