۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

روزهای گمشده تقویم ما





باز هم ایرانیان از غمگین ترین مردم دنیا شناخته شده اند. آخرین پژوهش از سوی موسسه معتبر گالوپ  نشان می دهد که سهم خنده و شادی ایرانیان در میان ۱۳۸ کشور جهان رتبه ۹۳ام است. این رتبه به عنوان یکی از مهم ترین شاخص های اجتماعی، وضعیت روحی مردم ایران را درپایین ترین و اسفناک ترین شرایط نشان می دهد.
تقدس و پاسداشت غم از مهم ترین و کهن ترین حربه های اجتماعیِ در خدمت سیاست بوده  است، ابزاری قدیمی که روح و جان زندگی را از شهروندان یک سرزمین می رباید.

مردمی که رفته رفته روزهای شاد در تقویم شان گم می شود و روزهای قرمز باقی مانده، رنگ و بوی خون، جهاد و قتل می گیرند.
از همین روست که به قوت اختراع و ترویج احادیث مکر برای ثوابِ گریه بر قتل کس و ناکس در منبرهای فریب تکرار و تکرارتر می شود.
سیاستی که برای بقای خود با لباسِ مذهبِ سیاه بر ذهن یک ملت خیمه می زند، خوب می داند که اندیشه شاد، تنی سالم می سازد و انرژی و توانی مضاعف به همراه می آورد.
 چرا که همین اندیشه است که بهتر می پذیرد و کمتر آلوده تعصب کور می شود. قدرتی که از نوزادان، نونهالان گریان حسینی می خواهد و برای شان برنامه آماده سازی جهادگران جبهه خشم و خون دارد.
بله در چنین شرایطی شاد بودن جرم می شود، حتی جرمی که از پیش تعریف شده کتاب قانون شان نباشد، باز به بهانه لحظه ای شعف تو را مهدورالدم می سازد.
این گونه است که شادی از فضای کوچک خانه ها و مهمانی های کاملا شخصی تا آرزوی درک فصل های سال و بازی های زمستانی و تابستانی از سرخوشی جرم می شود، مرز پیدا می کند و محدوده می خواهد.
جایی که خنده ها و دل ریسه رفتن ها، چارچوب تعریف شده می یابد و تبسمِ با شرم می شود نشانه شخصیت تو و قهقهه  شادمانه ات سندی می شود بر هویت هرز رفته اجتماعیت.
و اما فراموش نکن از ما بهترانی را که بهشت را برایت با نوازش شلاق به ارمغان آورده اند و در گوش های کودکیت تاکنون همواره از ثواب روضه و مسیر رضوان خوانده اند.
گرچه می دانی و می دانم، شاد بودن بهانه می خواهد اما آنچه نباید فراموش شود بها دادن به شادی های هرچند اندک است، چرا که اگر غم ذره ذره جا خوش می کند و قطره قطره می خشکاند، شادی هم تواند آهسته آهسته جان بدهد و از دل تاریکی ها راهی به روشنی بیابد. 


مژگان حاصلی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر