۱۳۹۳ خرداد ۲۶, دوشنبه

قیچی سانسور



کاری از: علی شافعی 

ضجه حصارها ( برسد به دست زندانبان )

دیوارها هر چه که برافراشته شوند، باز از خشت و گِل اند، آسمان را نمی‌شود زندان کرد، سقف می گذاری، با ژرفای اندیشه‌ام چه می‌‌کنی؟
شما که شجاعت فرصت برابر را ندارید، شما که از انتقاد بیزارید، شما که جز مدح و ستایش هیچ نمی خواهید. از سخن می‌‌ترسید، از نفس می‌ترسید، از صدا و قلم می‌‌ترسید.
دیوارها ساخته اید از جنس فولاد و بتون و نگهبان‌ها گذشته اید با تنی از آهن‌ و باز هم بیم قاصدکی کوچک، خواب روز و شب تان را حرام کرده.
اگر ریگ ننگین به کفش‌هایتان نیست، چرا جز وحشت و تنبیه، جز شکنجه و تحقیر، دستمایه‌ای ندارید. چرا با استدلال‌های بی‌ پایه تان پا بر هر اعتقاد و احترامی می‌‌گذارید...

مژگان حاصلی 

۱ نظر:

  1. آفرین ما به دنبال دموکراسی و آزادی بیان هستیم.به کارتون با قدرت ادامه بدین.

    پاسخحذف