۱۳۹۳ خرداد ۱۱, یکشنبه

سیاست های افزایش جمعیت در ایران ( نگاهی به نقشه عملیات ۱۴ فرزندی )




فتوا، توصیه، التماس و به وقت لزوم نازل شدن آیه و کشف حدیث جدید و تکرار و تکرار؛ این بار سیاست‌های افزایش تولد فرزند پا را فراتر از تشویق گذاشته و رنگ تهدید به خود گرفته است.
سیاست‌های دستوری افزایش جمعیت یکی دیگر از مضحکانه‌ترین استبدادهایی ست که سعی دارد در شخصی‌ترین امور خانواده‌ها نفوذ کند، گرچه این خود یکی از ویژگی‌های حکومت هایی ست که خود را مالک و نه خدمت گذار مردم می دانند، مالکی که جان، مال و زندگی افراد را ابزار مسلم بقای خود می شمارد.

در ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ بود که گزارش رسمی مرکز آمار منتشر شد، در این گزارش جمعیت ایران بالغ بر ۷۷ میلیون و ۳۶۶ هزار و ۹۸۰ نفر اعلام شده است و براساس همین داده‌ها هم اکنون حدود ۲۱ میلیون و ۷۸۵ هزار و ۶۴ خانوار در ایران زندگی می‌کنند.
در همین زمان بود که در پی انتقادهای علی خامنه‌ای، از کاهش نرخ رشد جمعیتی در ایران، نسخه‌های پیچیده شده برای سرنوشت مردم ارایه شد که تا سال ۱۴۰۴ باید جمعیت ایران به ۱۰۰ میلیون نفر و در یک افق ۵۰ ساله به ۱۵۰ میلیون نفر برسد.
در لحظه ابتدایی که این پیام منتشر گردید همه اقشار جامعه همچون مزاح و لطیفه‌ای به آن خندیدند اما غافل از آنکه همواره این افاضات تراوش یافته از ذهن‌های فسیل شده پشتوانه‌های قانونی می یابد.
مقامات جمهوری اسلامی نیز به ناگهان همگی کارشناس جمعیت شناسی شده و با برنامه‌های دستوری خود ظاهرا نسبت به پیری جمعیت ایران در۵۰ سال آینده هشدار می دهند و با چوب و چماق و قانون مردم را تشویق به زاد و ولد می کنند.
مجلس نیز در فروردین ماه امسال با فوریت طرح مجازات برای سقط جنین، وازکتومی و تبلیغ برای فرزند کمتر موافقت کرد. طرح افزایش نرخ باروری و پیش گیری از کاهش رشد جمعیت کشور چهار ماده دارد و ماده ی یک آن "همه ی اقدامات پیرامون به سقط جنین، عقیم‌ سازی مانند وازکتومی، توبکتومی و هرگونه تبلیغات تحدید موالید و کاهش فرزندآوری" را ممنوع اعلام کرده است.
تصویب این طرح یکی از عجیب‌ترین و قابل تامل‌ترین تصمیمات کورکورانه ایی ست که به نیروی قوانین خشک و لازم الاجرا سعی بر اجبار خانواده‌ها به افزایش فرزندان و زاد و ولد دارد.
حذف آموزش‌های پیش از ازدواج، ممنوعیت ورود کاندوم به عنوان یک کالای "غیرضروری و لوکس"، نیز یکی از اقدامات پیشین در راستای تسهیل شرایط برای تصویب این قانون بوده است. 
این در حالی ست که بیش از ۵۰ سال است که در تمامی دنیا، سیاست‌های کنترل جمعیت از آموزش تا ارایه خدمات پزشکی و بهداشتی جزو حقوق درمانی شهروندان تلقی می شود.
تجربه در این سی واندی سال نشان داده است که با توجه به دستورالعمل ها، سخنرانی‌های مراجع ، برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، همه و همه می تواند ما را نسبت به برنامه‌های آتی این نظام هوشیار کند
در همین ارتباط نایب رییس دوم کمیسیون بهداشت و درمان در مجلس هشتم اعلام کرد: "سیاست افزایش جمعیت، با تاکید رهبری ، برای افزایش جمعیت مسلمان، در دستور کار تمامی نهادها قرار گرفته است".
با توجه به این گونه سخنان، آنچه که مشهود است، هدف غایی، افزایش قوای نظامی با تکیه بر افزایش تعداد افراد در "سپاه اسلامی" ست که خامنه‌ای خود و فرزندانش را رهبر آن می داند و این مهم بیش از هر چیزی در نظام جمهوری اسلامی دارای اولویت است.

توسعه اقتصادی و افزایش جمعیت دو مسیر دور از هم

تمامی قوانین و دستورها به افزایش جمعیت که بدون در نظر گرفتن اندک خدمات زیر بنایی اقتصادی و اجتماعی صورت می گیرد، با وجود به تورم و رکود اقتصادی بالا هیچ گونه آینده نگری در خود ندارد.
در حال حاضر که بسیاری از خانواده‌ها درتامین حداقل امکانات معیشتی خود با مشکلات فراوانی روبرو هستند و به تنهایی بار آموزشی، درمان، تغذیه و بهداشت فرزندانشان را به دوش می کشند، اولین قربانیان این سیاست‌ها خواهند بود.
پس از آن جوانان سال‌های آینده که پس از یک انفجار جمعیتی متولد شده اند در روند تحصیلی، جستجوی شغل، ازدواج و عدم ثبات شرایط، قربانیان بعدی خواهند بود. 
هم اینک افزایش کودکان محروم از تحصیل، نرخ بالای بیکاری، افزایش بیماری‌های روحی، روانی، اعتیاد، فقر و... از مواردی است که موید این مهم است که کیفیت زندگی افراد جامعه برای تصمیم گیرندگان نظام کوچکترین اهمییتی ندارد. 
با نگاهی به کشورهای توسعه یافته و کم جمعیت در دنیا که بالاترین امید به زندگی را دارا هستند هرگز به سیاست‌های دستوری چون ممنوعیت ورود کاندوم یا مجازات برای عمل‌های جراحی چون وازکتومی و... روبرو نخواهیم شد.

وحشت جمهوری اسلامی از آگاهی و آزادی زنان 

یکی از بزرگترین ترس‌های این امپراطوری مذهبی، آزادی زنان ست حتی اگر این آزادی از نظر زمانی باشد، حتی اگر فراغت بیشتری برای زنان فراهم شود وحشت از افزایش آگاهی آنان فزونی می یابد.
بله آگاهیِ بیشتر از حق انسانی، که می تواند حتی فراتر از مردانه- زنانه بودنش برای این نامسوولان مشکل آفرین باشد؛ زنی که برای حق خود ایستادگی کند پسران و دخترانش را نیز ایستاده به دنیا می آورد و از همین جاست که زن می شود مادر تمدن بشری.
تبدیل زن به دستگاه تولید نسل برای اجرای عملیات تولد به نیت پنج تن، ۵ فرزند، به نیت امام هشتم، ۸ فرزند یا دوازده امام و ۱۴ معصوم، آیا دیگر به تن رنجور مادر توان اندیشیدن به خود یا فرصت سنجش فاصله برابری‌ها را خواهد داد؟

اما آنچه که هوشیاری می طلبد

هوشیاری در برابر وعده ها و طرفندهای فریبکارانه دولت ها نیز یکی از مهم‌ترین مواردی ست که می تواند رهنمود خوبی برای خانواده ها باشد. ازجمله وعده های دولت در راستای بقای نظام می تواند موارد زیر باشد:
ارایه وام‌های گوناگون به خانواده‌های بیش از ۳ یا ۴ فرزند
ارایه کمک هزینه‌های موقت برای فرزندان خانواده‌های پرجمعیت
فراهم کردن تسهیلات موقت مسکن و...
در این مورد می توان به هدیه یک میلیون تومانی احمدی نژاد به کودکان متولد شده اشاره کرد که بعدها با شرط و شروط‌های بسیاری که برای آن گذاشته شد نشان داد که برنامه‌ای غیر عملی و فریبی بیش نبوده است.

اما آنچه که جای خرسندی ست

اما آنچه که جای خرسندی ست افزایش سطح آگاهی‌های خانواده‌های جوان نسبت به پیشامدها و مسوولیت‌های افزایش فرزندان است. در گفتگو با بسیاری از زوج‌های جوان متوجه می شویم که آنان بر فراهم کردن امکانات کافی و توجه به مسوولیت‌های تربیتی کودکان بیش از هر چیز اهمیت می دهند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر